
مهرسای من تنها موجودی که دوسم داره و من از اعماق وجودم دوسش دارم فقط یک نفره ... اونم مهرساس ... الان دارم گریه میکنم دوست ندارم به سرنوشت من دچار بشی کاش زندگی برات قشنگ باشه کاش ازش لذت ببری من احساس خوشبختی ندارم ... من ادم خوشبختی نبودم هیچ وقت ... هیچ وقت ... وقتی از دستم دلخوری و گفتی مهناز من ابجی توام ... من احساس حقارت کردم که جلوی مسئول بانک گفتم دختر...
ادامه مطلب
هوا بس ناجوانمردانه خوب است امروز صبح می چسبید بری با یکی حلیم بخوری ... گاهی می گی لعنت به این تنهایی مطلق که هیچ چیز حتی وقت هم یارت نیست بری تنهایی حلیم بخوری ... یعنی تو این هوا بعدازظهر هم هیچ کس نیست بریم باهم کله پاچه بخوریم ... تمام قشنگی پاییز این هواهای گرفتس .......
ادامه مطلب