
ماه در اوج آسمان می رود، و ما در گوشه ای از شب، هم چنان به گفت و گوی دست ها گوش فراداده ایم و ساکتیم. و در چشم های هم، یکدیگر را می خوانیم. در چشم های هم، یکدیگر را می بخشیم. و من همه دنیا را در چشم های او می بینم. و او همه دنیا را در چشم های من می بیند. و ما در چشم های هم ساکتیم. و در چشم های هم می شنویم. و در چشم های هم یکدیگر را می شناسیم.، یکدیگر را می بینیم. و چشم در چشم هم و گوش به زمزمه لطیف و مهربان دست ها خاموشیم. و ماه در اوج آسمان می رود. دکتر علی شریعتی ...
ادامه مطلب
سلام 20 شهریور 95 دفاع کردم چه قدر حالم خوبه چه قدر سبکم ... اگر یه روز به این وبلاگ سر زدی همینجا که با هم پیش رفتیم، همینجا که تو غم ها و شادی هام شریکم بودی، میگفتی نگران نباش قبول میشی، بدون که دفاع کردم با بهترین نمره ... نمیدونی چه قدر دوست داشتم باشی و این سبک شدن منو ببینی حیف که نیستی حیف که در کنج قلب و ذهنم خونه کردی و من توان فراموش کردن ندارم و هنوز که هنوزه تو برام یه آدم موفق و قوی هستی ...وقتی آهنگ یه روزی میاد احسان رو گوش می کردم تمام مدت پیشم بودی که بی خداحافظی بدون سلام رفتی حتی تاریخ تولدم رو فراموش کردی اما من فراموش نکردم پاییز برای من با ...
ادامه مطلب